web analytics
نوشته قبلی نوشته بعدی سیستم آموزشی ایران – ۱
نوشته شده در آموزشی تجربیات دیدگاه‌ها عمومی

سیستم آموزشی ایران – ۱

دانشجوی ارشد بیوفیزیک محاسباتی ام در دانشگاه تورنتو. مقطع کارشناسیم رو در دانشگاه شریف فیزیک خوندم با ماینور علوم‌کامپیوتر. از دوره راهنمایی برنامه‌نویسی میکردم و در دانشگاه هم ادامه دادمش. به کاربرد‌های علوم کامپیوتر در سایر علوم (مثل بیوانفورماتیک یا فیزیک محاسباتی) علاقه‌مندم و در همین زمینه‌ها میخوام ادامه‌تحصیل بدم. بقیه‌ی علاقه‌هام شامل تحلیل داده، علوم اجتماعی محاسباتی، اقتصاد و بازار بورسه.

سیستم آموزشی ایران – ۱ منتشر شده در 23 می 2018یک دیدگاه

دانشجوی ارشد بیوفیزیک محاسباتی ام در دانشگاه تورنتو. مقطع کارشناسیم رو در دانشگاه شریف فیزیک خوندم با ماینور علوم‌کامپیوتر. از دوره راهنمایی برنامه‌نویسی میکردم و در دانشگاه هم ادامه دادمش. به کاربرد‌های علوم کامپیوتر در سایر علوم (مثل بیوانفورماتیک یا فیزیک محاسباتی) علاقه‌مندم و در همین زمینه‌ها میخوام ادامه‌تحصیل بدم. بقیه‌ی علاقه‌هام شامل تحلیل داده، علوم اجتماعی محاسباتی، اقتصاد و بازار بورسه.

من در این نوشته میخوام مهم‌ترین انتقادهایی که نسبت به سیستم آموزشی ایران دارم (چه در سطح مدارس و چه در سطح دانشگاه) رو توضیح بدم. پیشنهاد می‌کنم قبل از خوندن این نوشته، دو نوشته‌ی پیشینم (انواع هوش و علم چیست؟) رو به عنوان پیش‌نیازهای این نوشته بخونین.

اولا فرض رو بر این میگیرم که خواننده شخصا در این سیستم آموزشی رشد یافته و به توضیح کامل این سیستم نمی‌پردازم. بلکه میخوام دست بذارم روی نقاط اشتباهش.

دوما اگه درصدی شک دارین که ما داریم در بحث آموزش افتضاح عمل می‌کنیم، مراجعه کنین به آمارهای بین‌المللی. مثلا نتایج فاجعه‌بار ایران در آزمون‌های تیمز (به اینجا مراجعه کنین) یا وضعیت و رتبه‌بندی داغون دانشگاه‌هامون در سطح بین‌المللی که شریف به عنوان بهترین دانشگاهمون رتبه‌ی حدودا ۴۰۰ تا ۵۰۰ رو در سطح جهان داره. یا حتی وضعیت افتصاحمون در بحثای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی هم تا حد زیادی ناشی از همین بحث آموزشه!

اما رویکرد نادرست ما به بحث آموزش در کجاست؟! جواب این سوال انقدر بلند و بالاست و انقدر طولانیه که نمیدونم از کجا شروع کنم. قدم به قدم سعی میکنم نکاتی که به نظرم در این بحث مهمه رو بگم.

اولا که سیستم آموزشی ایران تنها هوشی رو که به رسمیت میشناسه و به مردم القا میکنه، هوش منطقی/ریاضیه (در نوشته‌ی «انواع هوش» به معرفی ۸ نوع هوش دیگه پرداختم که اگه نخوندینش پیشنهاد میدم بخونین). در ذهن یک دانش‌آموز ایرانی نمیگنجه که رقصیدن، شعر خوندن، آهنگ زدن، شنا کردن، کاردستی ساختن و … هم احتیاج به هوش دارن! یک بخش کوچیکی از مهارت‌های لازم برای زندگی (به اسم مهارت‌های ریاضی) رو می‌خوایم به زور به همه‌ی بچه‌ها یاد بدیم و در نهایت بر همین اساس قضاوتشون کنیم. در چنین سیستمی برای مثال کسی که استعداد بالایی در نقاشی یا خطاطی یا گویندگی یا نوازندگی یا… داره اما یک مهارت بی‌ربط (به اسم ریاضی) رو خوب بلد نیست، اینطور بهش القا میشه که یک آدم بی استعداده و تماما از سوی مدرسه و معلم و خانواده و جامعه سرکوب میشه. به قول اینشتین:

همه ی افراد با استعداد هستند. اما اگر شما یک ماهی را بر اساس تواناییش در بالا رفتن از درخت بسنجید، آن ماهی تمام عمرش را بر این باور خواهد گذارند که یک بی دست و پای احمق است.

کار درست اینه که در مدارس انواع مختلفی از فعالیت‌ها آموزش داده بشه تا برای افراد با علایق مختلف و استعدادهای متفاوت، محیط برای رشد کردن فراهم باشه. در بحث مسائل آموزشی، اینکه دانش‌آموز یاد بگیره که شهروند مسئولیت‌پذیری باشه، به قانون احترام بذاره، به حقوق دیگران احترام بذاره، در کارهای گروهی شرکت کنه، بدونه که چطوری عاشق بشه، مسائل جنسی رو بشناسه، با دیگران تعامل سازنده داشته باشه، وقتش رو به بطالت نگذرونه، بتونه شاد و مفرح زندگی کنه و … براش خیلی مفید تره تا اینکه یاد بگیره که مشتق و انتگرال‌های سخت حل کنه (یا به قول قلم‌چی در «دام سوالات آموزشی دام‌دار» نیفته!!!).

دومین نکته وضعیت مدارس ماست. من نمیدونم که کی گفته وظیفه دولت مدرسه داریه! مدارس باید خصوصی باشن و آزادی عمل داشته باشن. ما نمی‌خوایم که همه‌ی افزاد جامعه کپی هم باشن. بنابراین به برنامه‌های آموزشی مختلف نیاز داریم. مدارس‌هم بر حسب اینکه چه میزان دانش‌آموزان موفق تربیت کرده‌ان، اعتبار کسب میکنن و با هم به رقابت میفتن. در عمل چیزی که ما داریم سیستم عریض و طویل دولتی و فاسد آموزش‌و‌پرورشه که نه میتونه معلم‌های باسواد رو در سطح کشور درست‌درمون پخش کنه و نه میتونه همین معلم‌هایی که داره رو از نظر معیشتی و اقتصادی راضی نگه‌داره (که معلم‌ها به فساد‌های آموزشی کشیده نشن). اساسا هر نهاد خصوصی، ازین‌جهت که کارفرما انگیزه‌ی افزایش سود نهاد زیردستشو داره، چابک‌تر و سالم‌تر از نهاد‌های دولتی عریض و طویل اداره میشن که مدیران میشینن روی بیت‌المال و براشون مهم نیست که نتیجه چی میشه و فساد و پارتی‌بازی و باند‌بازی و سومدیریت درشون بیداد میکنه.

سومین نکته، همونطور که در پاراگراف قبل هم اشاره کردم، وضعیت معلم‌هاست. یک اینکه افراد با سواد و شایسته ازین جهت که معلم‌ها حقوق کافی ندارن، غالبا سمت این کار نمیرن. بنابراین بخش زیادی از کشور (منهای تهران و چنتا شهر بزرگ) عموما خالی از معلم استانداردن و بیشتر معلم‌نما دارن تا معلم. دوم اینکه این معلم‌ها و معلم‌نماها برای بهبود بخشیدن به معیشتشون، به بی‌اخلاقی‌هایی روی میارن مثل اینکه سر کلاس درس ندن که بچه‌ها باهاشون کلاس خصوصی بردارن یا سوالات رو گاها میفروشن. بنابراین وضعیت معیشت معلم‌ها و شناسایی و استخدام افراد متخصص خیلی مهمه که نهاد دولتی مدرک‌گرا از عهده‌ش بر نمیاد.

نکته‌ی چهارم درس‌های گزینش‌شده ای هستن که ما در مدارس میخونیم. من اواخر دوران لیسانسم رو میگذرونم و درس‌هام رو هم همیشه مرتب و دقیق خونده‌م. اما برمیگردم در اوقات فراغت، مثلا در خصوص تاریخ تکامل انسان میخونم، یا در خصوص تاریخ تحولات جهان میخونم، یا در خصوص مدل‌های سیاسی-اقتصادی مطرح میخونم، یا مثلا در خصوص روانشناسی مدرن میخونم یا … و انقدر مطالب جالب، مفید، دقیق، عمیق، علمی و هیجان انگیز در حوزه‌های مختلف میبینم که من حتی ازشون کوچکترین اطلاعی هم نداشتم. نگاه می‌کنم میبینم در مدرسه (من هم دوره‌ی راهنمایی و هم دوره‌ی دبیرستانم رو در مدارس استعدادهای درخشان بودم) کوچکترین اشاراتی به این موارد نشده بوده. در عوض کتاب تاریخی میخوندیم که هزار بار فیلتر شده بود و به‌جای اینکه وقایع مستند رو گزارش کنه، هزارجور دروغ یا تفسیر کج درش چپونده شده بود. یا مثلا زبان عربی ای رو میخوندیم که بخش کثیری از دانش آموزا از خوندنش نفرت داشتن و بعد از خوندن ۶ سال عربی در مدرسه، هیچ کس حتی یک جمله‌ی ساده عربی نمیتونه بسازه. و در خصوص درس‌های دیگه هم به همین ترتیب! هرکدوم یه ایرادی بهش وارد بود.


ادامه‌ی این مطلب رو در نوشته‌ی بعدی (سیستم آموزشی ایران – ۲) دنبال کنین.


 

دانشجوی ارشد بیوفیزیک محاسباتی ام در دانشگاه تورنتو. مقطع کارشناسیم رو در دانشگاه شریف فیزیک خوندم با ماینور علوم‌کامپیوتر. از دوره راهنمایی برنامه‌نویسی میکردم و در دانشگاه هم ادامه دادمش. به کاربرد‌های علوم کامپیوتر در سایر علوم (مثل بیوانفورماتیک یا فیزیک محاسباتی) علاقه‌مندم و در همین زمینه‌ها میخوام ادامه‌تحصیل بدم. بقیه‌ی علاقه‌هام شامل تحلیل داده، علوم اجتماعی محاسباتی، اقتصاد و بازار بورسه.

1 دیدگاه

  1. صحیح میفرمایید! البته لازم به ذکره که رتبه بندی دانشگاهها به یه سری فاکتورای عجیب غریب ـمثل مساحت کمپس ـ و دلایل سیاسی هم مربوطه که قابل اغماض نیست. ولی خب خیلی از داغونی اوضاع کم نمیکنه
    ممنون بابت پست مفیدتون!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *