web analytics
نوشته قبلی نوشته بعدی ایران از منظر داده‌ها
نوشته شده در تحلیل داده علمی عمومی

ایران از منظر داده‌ها

دانشجوی ارشد بیوفیزیک محاسباتی ام در دانشگاه تورنتو. مقطع کارشناسیم رو در دانشگاه شریف فیزیک خوندم با ماینور علوم‌کامپیوتر. از دوره راهنمایی برنامه‌نویسی میکردم و در دانشگاه هم ادامه دادمش. به کاربرد‌های علوم کامپیوتر در سایر علوم (مثل بیوانفورماتیک یا فیزیک محاسباتی) علاقه‌مندم و در همین زمینه‌ها میخوام ادامه‌تحصیل بدم. بقیه‌ی علاقه‌هام شامل تحلیل داده، علوم اجتماعی محاسباتی، اقتصاد و بازار بورسه.

ایران از منظر داده‌ها منتشر شده در ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ارسال دیدگاه

دانشجوی ارشد بیوفیزیک محاسباتی ام در دانشگاه تورنتو. مقطع کارشناسیم رو در دانشگاه شریف فیزیک خوندم با ماینور علوم‌کامپیوتر. از دوره راهنمایی برنامه‌نویسی میکردم و در دانشگاه هم ادامه دادمش. به کاربرد‌های علوم کامپیوتر در سایر علوم (مثل بیوانفورماتیک یا فیزیک محاسباتی) علاقه‌مندم و در همین زمینه‌ها میخوام ادامه‌تحصیل بدم. بقیه‌ی علاقه‌هام شامل تحلیل داده، علوم اجتماعی محاسباتی، اقتصاد و بازار بورسه.

مقدمه

در این نوشته، میخوام شاخص‌های مربوط به چند حوزه مختلف مثل اقتصاد، سلامت و بهداشت، آموزش و پژوهش و… رو بررسی کنم و ببینم جایگاهمون در دنیا کجاست و سیر تحولات این جایگاه‌ها چطوری بوده. همه‌ی داده‌هایی که ازشون استفاده میکنم از سایت بانک جهانی یا ویکیپدیا برای عموم قابل دریافته. برای نشون دادن وضعیت یک شاخص در طول زمان، اون شاخص در دنیا رو توسط نمودارهای جعبه‌ای (Box Plot) در سال‌های مختلف نشون میدم و همون شاخص در ایران رو به صورت یک سری زمانی سیاه رنگ، روش رسم میکنم. نمودار جعبه‌ای نشون‌دهنده‌ی اینه که کمینه، چارک اول، میانه‌، چارک سوم و بیشینه‌‌ی اون شاخص در دنیا بین کشورهای مختلف چطوری پراکنده شده (که البته داده‌های پرت ازش حذف شده‌‌ان). برای مقایسه‌ی بهتر، سری زمانی مربوط به کشورهای ژاپن (قرمز رنگ) به عنوان یک کشور موفق آسیایی و ترکیه (آبی رنگ) به عنوان کشوری که همسایه‌مونه و از خیلی جهات به ما شباهت داره رو هم رسم کردم.


اقتصاد

تولید ناخالص داخلی (GDP)

خب وقتی صحبت از اقتصاد میشه، اولین شاخصی که آدما دنبالش میگردن، تولید ناخالص داخلی یا همون GDP ئه. GDP نشون میده که در یک کشور در طول یک سال، چه میزان کالا یا خدمات تولید میشه. نمودار تحولات GDP مون به صورت زیره:درصد تغییرات این کمیت رو نسبت به یک سال پایه، به عنوان «رشد اقتصادی» میشناسیم. وقتی رشد اقتصادی منفی باشه هم اصطلاحا میگن اقتصاد دچار «کسادی» شده. برای اطلاعات بیشتر در خصوص تعاریف:
۱- رشد اقتصادی
۲- رکود اقتصادی


سرانه تولید ناخالص داخلی (GDP per capita)

طبیعتا کشورهایی که جمعیت بیشتری دارن، تولید بالاتری هم دارن. بنابراین اگر تولید (GDP) کشور رو به جمعیتش تقسیم کنیم، سرانه‌ی GDP به دست میاد که نشون میده به طور میانگین در طول یک سال، هر فرد ساکن در یک کشور، چه میزان تولید کالا یا خدمات داشته. نمودار تحولاتمون در این زمینه به این صورته:
همونطور که از نمودار مشخصه، ما کمتر از میانه‌ ایم. یعنی تعداد کشورهایی که متوسط تولید مردمشون بیشتر از ماست، از کشورهایی که متوسط تولید مردمشون کمتر از ماست، بیشتره!


تورم (Inflation)

تورم نشون دهنده‌ی اینه که در طول یک دوره‌ی یک ساله، میزان قیمت‌ها برای مصرف‌کننده چقدر افزایش داشته. هرچی تورم بیشتر باشه، به نفع گروه‌های پر درآمده و کسایی که درآمد متغیر دارن و در عوض به ضرر قشر کم درآمد و کساییه که درآمد ثابت دارن. تحولات تورم ما و مقایسه‌مون با دنیا به این صورته:
همونطور که مشخصه، تورم ما در سال ۲۰۱۶، ۸.۵ درصد بود. در حالی که میانه‌ی دنیا، ۱.۸ درصده. یعنی ما در زمینه‌ی تورم از بیشتر کشورهای دنیا وضع بدتری داریم و جزو پر تورم‌ترین‌ها محسوب میشیم.


تجارت (Trade)

اینکه تجارت چرا و چطور مفیده رو در نوشته‌ی «جهانی ‌شدن و مزایای تجارت (دنیای اقتصاد)» میتونین بخونین. من یه بخش ازین مقاله رو نقل میکنم:

چرا تجارت؟ چرا کشورها به هر صورت درگیر تجارت بین‌الملل هستند؟ به طور مثال ایالات متحده مشغول این تجارت است تا بتواند کالا و خدماتی که بعضی کشورها می‌توانند با هزینه نسبتا پایین تولید کنند به دست بیاورد و متقابلا کالا و خدماتی که با هزینه کمتر نسبت به دیگر کشورها تولید می‌کند با آنها مبادله کند. اگر هزینه‌ ساخت هر چیز، در همه کشورها مشابه باشد دیگر هیچ مبنایی برای تجارت بین‌الملل وجود ندارد.

وقتی کشوری مشغول تجارت بین‌الملل شود قدرت خرید واقعی خانوارهایش بالا می‌رود. درآمدشان به طور بیشتری افزایش می‌یابد چون آنها هزینه کمتری را برای کالا و خدمات خریداری شده می‌دهند. کشور هم به عنوان یک مجموعه سود خواهد برد.

وقتی کشوری مشغول تجارت بین‌الملل شد، می‌تواند تولید ناخالص داخلی (GDP) بیشتری از سرزمین، نیروی کار و سرمایه‌اش به دست آورد، چون منابع خود را برای تولید چیزهایی که دیگر کشورها می‌توانند با هزینه کمتر تولید کنند به کار نگرفته است. وقتی کشوری مرزهایش را برای ورود و خروج کالاها و خدمات باز می‌کند، سپس بازار محرکی برای حرکت منابع کشور جهت باارزش‌ترین استفاده از آنها را فراهم می‌آورد، در نتیجه رشد اقتصادی تسهیل می‌شود.

جهانی‌سازی، محیطی را به وجود می‌آورد که در آن رشد اقتصادی مبتنی بر صادرات می‌تواند فقر را از طریق پیشنهاد دستمزدهای بالا در کشورهای کم‌درآمد، کاهش دهد. همان‌طور که درآمد افراد فقیر افزایش می‌یابد، آنها قدرت خرید یافته و بازارها برای محصولاتی که دیگران خیلی با کیفیت‌تر تولید می‌کند بهتر می‌شود. این امر بارها و بارها بالاخص در آسیا اتفاق افتاده است.

نمودار تجارت ما به این صورته:
در واقع تجارت هر سه‌تامون (ما و ترکیه و ژاپن) به نسبت دنیا خیلی کمه و جزو چارک پایین حساب میشیم. در حالی که حجم تجارت ما  با دنیا اندازه ۴۳ درصد از GDP مونه، کشورهایی وجود دارن که بیشتر از GDP شون با دنیا تجارت میکنن.


بیکاری (Unemployment)

تعریف بیکار رو از ویکیپدیا نقل میکنم:

بیکار در اقتصاد به فردی گفته می‌شود که در سن کار (۱۵ تا ۶۵ سال) و جویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند. کودکان و افراد مسن از آن جهت که قادر به انجام کار نیستند، جزو جمعیت فعال به حساب نمی‌آیند. زنان خانه‌دار و دانشجویان اگر جویای کار نباشند، و حتی کسانیکه با وجود منبع در آمد کافی مشغول به انجام کاری نیستند نیز، جزو جمعیت فعال شمرده نمی‌شوند.

نمودار درصد افراد بیکارمون به این صورته:
در زمینه‌ی بیکاری هم جزو چارک اول دنیا حساب میشیم. ینی بیشتر از ۷۵ درصد کشورهای دنیا نرخ بیکاری‌شون از ما کمتره.

شاخص‌های اقتصادی و تجاری فراوون دیگه‌ای هم وجود داره که از موضوع نوشته‌ی من خارجه. خودتون میتونین شاخص‌هایی که دوست دارین و سیر تحولش در کشورهای مختلف رو از سایت بانک جهانی نگاه کنین. اما به طور کلی میخوام نتیجه بگیرم که در زمینه‌ی اقتصادی ما واقعا داریم ضعیف عمل میکنیم و هیچ نشونه‌ای از بهبود عملکردمون هم دیده نمیشه.


بهداشت و سلامت

امید به زندگی (Life Expectency)

شاخص «امید به زندگی» نشون‌دهنده‌ی اینه که متوسط طول عمر در جامعه چقدره. یا به طور متوسط، مردم یه جامعه چقدر میتونن امید به زنگی کردن داشته باشن. هرچی شاخص‌های بهداشتی و درمانی بهتر باشن، طبیعتا «امیدبه‌زندگی» هم در جامعه بالاتره.
همونطوری که از این نمودار مشخصه، ایران (۷۵.۹ سال) و ترکیه (۷۵.۷ سال) هر دوشون بالاتر از میانه‌ی دنیا (۷۳.۴ سال) قرار دارن. ایران در این زمینه ۵.۵ درصد از میانگین دنیا بهتره. اما نه ایران و نه ترکیه در چارک اول قرار ندارن. نکته‌ی قابل توجه سرعت پیشرفتمون در این زمینه‌ست که نسبت به دنیا سرعت بالاتری داریم (در سال ۱۹۹۴ از میانه‌ی دنیا بالا زدیم). ژاپن هم در این شاخص در دنیا رکورد داره. ژاپنی‌ها به طور میانگین ۸۳.۹ سال امید به زندگی دارن که از همه‌ی دنیا در این زمینه بهترن. یه نکته‌ی جالب و تلخ دیگه که در نمودار بالا مشخصه، تاثیرات جنگ ایران و عراق بر نمودار امید به زندگی ایرانی‌هاست (حدود سال ۱۹۸۰) که به صورت یک افت و خیز خودش رو نشون میده.


نرخ مرگ و میر کودکان (Mortality rate, infant)

این شاخص نشون میده که به ازای هر ۱۰۰۰ تولد، چند کودک قبل از اینکه به سن ۱ سالگی برسن می‌میرن:


دسترسی به آب شرب (People using at least basic drinking water services)

ما در سال ۲۰۰۰ حدودا ۹۵ درصد مردممون به یه نحوی دسترسی آب شرب داشتن و ترکیه هم وضعیتش مشابه ما بود. بعد از ۱۵ سال میبینین که دنیا چطور پیشرفت کرده و ترکیه هم چطور پیشرفت کرده و ما همچنان همونجاییم. به طوری که از سال ۲۰۱۴ از میانه‌ی دنیا عقب افتادیم. سوال اینه که آیا نمیتونیم به اون ۵ درصد از مردم کشورمون آب شرب برسونیم؟ یا اینکه اصلا به فکر نیستیم کلا؟!


شیوع سوء تغذیه (Prevalence of undernourishment)

این شاخص نشون میده که چند درصد از جمعیت، غذای کافی در روز مصرف نمیکنن.

داده‌های مربوط به ترکیه موجود نیست. اما نمودار نشون میده که ۵.۵ درصد از مردم ایران دارن از سوء تغذیه رنج میبرن. میانه‌ی دنیا ۷.۹ درصده و ما وضعمون از میانه‌ی دنیا بهتره. اما در چارک اول قرار نداریم و مثلا وضع بدتری نسبت به ژاپن داریم (که ۲.۵ درصد از جمعیتش سوء تغذیه دارن).


عمق کمبود غذا (Depth of the food deficit)

این شاخص نشون میده که اگه بخوایم همه‌ی جمعیت یک کشور رو از زیر خط فقر به بالای خط فقر بیاریم و فرض کنیم که همه‌ی شرایط دیگه ثابت باشه، به ازای هر نفر در هر روز به چند کیلوکالری انرژی (غذا) نیاز داریم.

داده‌های ژاپن موجود نیست. ما در این زمینه جزو چارک خوب دنیاییم. اما مثلا وضعیتمون همیشه از ترکیه بدتر بوده (ترکیه در این زمینه جزو بهترین‌های دنیاست). یعنی گشنه‌های ما کمبود غذای بیشتری نسبت به گشنه‌های ترکیه دارن.


ایمنی‌سازی (Immunization)

به فرآیند ایمن کردن بدن فرد نسبت به یک عامل بیماری‌زا میگن ایمنی‌سازی. برنامه‌های واکسیناسیون کشورها تحت همین عنوان قرار میگیره. شاخص‌های مختلفی برای اندازه‌گیری خود ایمنی‌سازی وجود داره. ایران در همه‌ی اون‌ها رتبه‌ی خیلی خوبی داره و تونسته حدودا ۹۹ درصد جمعیتش رو ایمنی سازی کنه. به عنوان یک نمونه، میشه به واکسن سه‌گانه (واکسن سه بیماری دیفتری، کزاز و سیاه سرفه) نگاه کرد:

شاخص‌های سلامتی فراوون دیگه‌ای هم وجود داره که مثل شاخص‌های اقتصادی از موضوع نوشته‌ی من خارجه. مجددا، خودتون میتونین شاخص‌هایی که دوست دارین و سیر تحولش در کشورهای مختلف رو از سایت بانک جهانی نگاه کنین. اما به طور کلی میخوام نتیجه بگیرم که در زمینه‌ی بهداشت و سلامت، ما وضع بهتری نسبت به سایر موضوعات داریم و از وضعیت قابل قبولی برخورداریم. هرچند جای بهبود داره. اما شاید چون مسائل بهداشتی و سلامتی کمتر از بقیه موضوعات به مسائل سیاسی گره خورده و بیشتر تحت حاکمیت متخصصین خودش قرار گرفته، پیشرفت بهتری هم داشته.


آموزش و پژوهش

بودجه‌ی دولت بر آموزش و پرورش (Government expenditure on education)

نمودار زیر نشون میده که دولت‌های مختلف، چه درصدی از GDP شون رو به آموزش و پرورش اختصاص میدن:

برای مقایسه‌ی بهتر، ویکیپدیا هم بر حسب داده‌های بانک جهانی، کشورهای رو بر حسب همین شاخص و آخرین داده‌ای که ازشون موجود بوده لیست کرده. میتونین به اینجا نگاه کنین. همونطور که معلومه، ایران حدودا ۴.۷ درصد از تولید ناخالص داخلیش رو به بحث آموزش و پرورش اختصاص میده که بین ۱۹۵ کشور، رتبه‌ش ۹۳ ئه. این عدد برای کشورهای پیشرفته (که GDP شونم بیشتر از ماست!) درصد بیشتری از GDP شون رو تشکیل میده.


نرخ باسوادی (Literacy rate)

نرخ باسوادی نشون میده که چند درصد از جمعیت کشور، سواد خوندن و نوشتن دارن. متاسفانه بانک جهانی آمار کاملی در این زمینه ارائه نداده. برای همین به صفحه‌ی ویکیپدیا مراجعه میکنم که بر اساس داده‌های یونسکو شکل گرفته:
فهرست کشورها بر پایه میزان باسوادی

داده‌های یونسکو نشون میده که میزان سواد در بین زنان ایرانی ۸۲.۵ درصد و بین مردان ایرانی ۹۱.۲ درصد و در مجموع ۸۶.۸ درصده. میانگین دنیا در این زمینه ۸۶.۳ درصده که ما ازش ۰.۵ درصد بیشتریم. اما مثلا همین عدد برای ترکیه ۹۵ درصده. درواقع هیچ کشور پیشرفته‌ای نرخ باسوادیش کمتر از ما نیست.

اگه به میزان باسوادی نسل حدید (افراد بین ۱۵ تا ۲۴ سال) هم نگاه کنیم (اطلاعاتش از اینجا قابل دسترسه) ایران با ۹۸.۳۶ درصد در جایگاه ۱۰۴ (از بین ۱۸۹ کشور) ایستاده. در واقع بیشتر از ۳۰ کشور در دنیا بیسوادی رو در نسل جدید کاملا از بین بردن اما ما هنوز ۱.۶۴ درصد از جمعیتمون رو نتونستیم باسواد کنیم!


مخارج تحقیق و توسعه (Research and development expenditure)

برای مقایسه‌ی بهتر، بازهم میتونین به لیست‌بندی ویکیپدیا (منابعش درج شده) مراجعه کنین. اگر کشورها رو برحسب سرانه‌ی مخارج پژوهشی مرتب کنیم، یعنی در کشور به ازای هر نفر به طور متوسط چقد خرج تحقیق و توسعه میشه، کشورهای سنگاپور، سوییس، کره جنوبی، سوئد، دانمارک و ایالات متحده رتبه‌ی ۱ تا ۶ رو به خودشون اختصاص میدن. ایران هم مقتدرانه در جایگاه ۶۳ (از ۷۵ کشور) قرار داره!

شاخص‌های آموزشی و پژوهشی فراوون دیگه‌ای هم وجود داره که مثل شاخص‌های اقتصادی و بهداشتی، از موضوع نوشته‌ی من خارجه. مجددا، خودتون میتونین شاخص‌هایی که دوست دارین و سیر تحولش در کشورهای مختلف رو از سایت بانک جهانی یا با یه سرچ ساده توی ویکیپدیا نگاه کنین. اما به طور کلی میخوام نتیجه بگیرم که در زمینه‌ی آموزش و پژوهش، ما عملکرد قابل قبولی در ترویج باسوادی داشتیم. هرچند هنوز نتونستیم ریشه کنش کنیم. بودجه‌ی قابل قبولی به بحث آموزش اختصاص نمیدیم. درصد بیشتر همون بودجه‌ی غیرقابل قبول رو هم به آموزش دبیرستان، کنکور و تست زدن میپردازیم. آموزش ابتدایی‌مون نیازمند بودجه‌ی بیشتریه و باید تغییر عملکرد اساسی هم در سیستم آموزشی مون بدیم (در این زمینه، نوشته‌ای با عنوان «سیستم آموزشی ایران» دارم که خوندنش خالی از لطف نیست). بحث آموزش کمی در ایران وجود داره که باید از بین بره و تبدیل به آموزش کیفی بشه. بخش تحقیق و توسعه‌مون هم از بی‌پولی در حال فلج شدنه. برای همینه که تقریبا هیچ تولید علمی نسبت به کشورهای توسعه یافته نداریم!


مهاجرت (Migration)

یک کشور هرچی اقتصاد قوی‌تری داشته باشه و فرصت‌های بیشتری درش موجود باشه و مردمش رفاه بیشتری داشته باشن و در دنیا خوش‌نام‌تر باشه، آدم‌های بیشتری دوست دارن در اون کشور ساکن بشن و در نتیجه مهاجر‌های بیشتری به اونجا مهاجرت میکنن. در عوض هرچی در این شاخص‌ها ضعیف‌تر باشه، مهاجر که نمیپذیره هیچ، شهروندای خودش هم دوست دارن اون کشور رو ترک کنن. میخوایم به کشورهای مختلف بر حسب میزان خالص مهاجرت هم نگاه کنیم:

 

هرچه این شاخص مثبت تر باشه ینی اون کشور بیشتر مهاجر پذیرفته و هرچی منفی تر باشه ینی بیشتر مردمش ترکش کردن. همونطور که مشخصه، ایران داره مثل کارخونه‌ی صادرات مهاجر رفتار میکنن و ایرانی‌ها بیشتر دوست دارن ایران رو ترک کنن.


گپ‌مایندر

در انتها دوست دارم یک سرویس خیلی جالب به نام گپ‌مایندر (Gap Minder) رو معرفی کنم. گپ‌مایندر یک شرکت سوئدیه که آمارهای معتبر مربوط به توسعه‌یافتگی کشورهای مختلف و دنیا رو منتشر میکنه. وقتی وارد صفحه‌ی اول وبسایتش بشین نوشته:

!Almost nobody knows the basic global facts

یعنی: تقریبا هیچ‌کس، ساده‌ترین حقایق دنیا رو نمیدونه. و راست هم میگه! یک تست داره که اگه با انگلیسی مشکلی ندارین میتونین بدینش:

dollar_street

۱۳ تا سوال درباره ساده‌ترین حقایق مربوط به دنیا میپرسه که برای جواب دادن به هر سوال، ۴۵ ثانیه وقت دارین و با احتمال خوبی مردود میشین! هدف اینه که آدم‌ها بفهمن که شهودشون و اطلاعاتشون نسبت به دنیا خیلی ضعیفه و حقایق معتبر رو به صورت داده محور مطالعه کنن تا بتونن دنیا رو بهتر بشناسن!

 

میتونین شاخص‌های دلخواهتون رو از بانک داده‌هاش از اینجا دانلود کنین. یک محصول خیلی مفید دیگه‌ای که داره و کاملا رایگانه، اسمش هست: Gapminder Tools Offline
برای سه سیستم‌عامل ویندوز، مک و لینوکس منتشر میشه و باهاش میتونین شاخص‌های مربوط به کشور‌های مختلف رو بر حسب هم‌دیگه در طول زمان مشاهده کنین یا کشورها رو رتبه‌بندی کنین و …!

دانشجوی ارشد بیوفیزیک محاسباتی ام در دانشگاه تورنتو. مقطع کارشناسیم رو در دانشگاه شریف فیزیک خوندم با ماینور علوم‌کامپیوتر. از دوره راهنمایی برنامه‌نویسی میکردم و در دانشگاه هم ادامه دادمش. به کاربرد‌های علوم کامپیوتر در سایر علوم (مثل بیوانفورماتیک یا فیزیک محاسباتی) علاقه‌مندم و در همین زمینه‌ها میخوام ادامه‌تحصیل بدم. بقیه‌ی علاقه‌هام شامل تحلیل داده، علوم اجتماعی محاسباتی، اقتصاد و بازار بورسه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *