نوشته قبلی نوشته بعدی اپلای برای دانشگاه‌های کانادا
نوشته شده در آموزشی تجربیات عمومی

اپلای برای دانشگاه‌های کانادا

دانشجوی کارشناسی فیزیکم با ماینور علوم‌کامپیوتر در دانشگاه صنعتی شریف. از دوره راهنمایی برنامه‌نویسی میکردم و در دانشگاه هم ادامه دادمش. به کاربرد‌های علوم کامپیوتر در سایر علوم (مثل بیوانفورماتیک یا فیزیک محاسباتی) علاقه‌مندم و در همین زمینه‌ها میخوام ادامه‌تحصیل بدم. بقیه‌ی علاقه‌هام شامل تحلیل داده، علوم اجتماعی محاسباتی، اقتصاد و بازار بورسه.

اپلای برای دانشگاه‌های کانادا منتشر شده در ۲۶ بهمن ۱۳۹۷۳ دیدگاه

دانشجوی کارشناسی فیزیکم با ماینور علوم‌کامپیوتر در دانشگاه صنعتی شریف. از دوره راهنمایی برنامه‌نویسی میکردم و در دانشگاه هم ادامه دادمش. به کاربرد‌های علوم کامپیوتر در سایر علوم (مثل بیوانفورماتیک یا فیزیک محاسباتی) علاقه‌مندم و در همین زمینه‌ها میخوام ادامه‌تحصیل بدم. بقیه‌ی علاقه‌هام شامل تحلیل داده، علوم اجتماعی محاسباتی، اقتصاد و بازار بورسه.

طی یک‌سال گذشته من تموم وقتم رو درگیر اپلای کردن برای دانشگاه‌های کانادا بودم. وبسایت بسیاری از دانشگاه‌ها رو خیلی کامل مطالعه کردم و با آدم‌هایی که سال‌های گذشته رفته‌بودن فراوون صحبت کردم. در نهایت تونستم برای مقطع ارشد از دانشگاه تورنتو که بزرگترین و مهم‌ترین دانشگاه کانادائه، پذیرش با فاند کامل بگیرم. تصمیم گرفتم که تموم چیزایی که به نظرم توی این فرآیند برای پذیرش گرفتن لازمه‌رو به اشتراک بذارم. طبیعتا اگه چیزی رو از قلم انداختم یا براتون سوال بود و من بهش جواب نداده بودم، توی کامنت‌ها بپرسین و در حدی که بلد باشم جواب میدم.


از کجا شروع کنم؟ روند کلی‌ش چه‌طوریه؟

به‌نظر من از حدودا یک‌سال قبل از رفتن (که میشه اواخر سال ماقبل‌آخر تحصیلی) بهتره که شرو کنین به خوندن وبسایت دانشگاه‌ها. یه تخمین کلی دستتون بیاد که دانشگاه‌های مختلف برای رشته‌ی شما چه مینیموم معدل و چه مدارک و چه نمره‌ی تافلی و چندتا توصیه‌نامه و … می‌خوان. بعدش طی آخرین تابستون و اوایل سال آخر تحصیلتون سعی کنین که مدارکتون رو آماده کنین و امتحان‌هاتون رو بدین.

چه مینیموم‌هایی رو باید داشته باشم؟ چه مدارکی لازمه؟

دانشگاه به دانشگاه و رشته به رشته این قضیه فرق می‌کنه. ولی به طور کلی پارامتر‌های مهم این‌هاست:

  • معدل: اینکه معدل چه‌قدر مهمه بسته به دانشگاه داره. ولی مثلا اگه هم معدل کلتون و هم معدل سال آخرتون و هم معدل دوسال آخرتون و هم معدل درس‌های اختصاصی‌تون بالای ۱۶ باشه، فکر می‌کنم که مینیموم اکثر دانشگاه‌ها رو داشته باشین. اگه ۱۶ نیست هم همچنان کلی دانشگاه وجود داره که معدل‌های کمتری می‌خوان. ولی نکته اینه که این مینیموم معدل مورد نیازه که اگه کمتر باشین دانشگاه دیگه نمیذاره واردش بشین. ولی داشتنش پذیرش شما رو گارانتی نمیکنه. طبیعتا هرچی معدلتون بالاتر باشه، شانس پذیرش گرفتنتون هم بیشتر میشه.
  • نمره‌ی زبان: قبلا یه پست کامل درباره امتحان تافل توضیح دادم. لزومی نداره که حتما تافل بدین. کلی امتحان زبان دیگه هم هستن که خیلی جاها قبولشون دارن. ولی اگه تافل دادین، مینیموم نمره‌ی تافلی که میخوان باز دانشگاه به دانشگاه و حتی دانشکده به دانشکده فرق داره. مثلا امسال که من درحال اپلای بودم و مینیموم ها رو نگاه می‌کردم، فیزیک مک‌گیل مینیموم ۸۶ میخواست. فیزیک تورنتو مینیموم ۹۳ میخواست. کامپیوترساینس تورنتو ۱۰۰ میخواست. ریاضی واترلو ۱۰۰ میخواست و … .
  • نمره‌ی GRE General: این امتحان یه امتحان فوق‌العاده مسخره‌ست که بیشتر دانشگاه‌های آمریکا میخوانش. سه بخش داره. ۱- کوانت که بیشتر سوالای ریاضی و هوشه (در حد ابتدایی!). ۲- وربال که دانش لغت‌های انگلیسی رو میسنجه. ۳- رایتینگ که نوشتنتون رو میسنجه قاعدتا. برای رشته‌های مهندسی و ریاضی و فیزیک و اینا، تا جایی که من دیدم فقط نمره کوانت مهمه. برای بقیه‌ی رشته ها زیاد اطلاعی ندارم که وربال و رایتینگ چقدر مهم میشه. دانشگاه‌های کانادا جدیدا دارن برای دانشجوهای بین‌المللی امتحان GRE رو اجباری میکنن. جاهایی که استاد‌محوره (ینی استاد‌ها قدرت پذیرش کردن دانشجو دارن مثل دانشگاه مک‌گیل)، اگه استاده واقعا شما رو بخواد، مهم نیست که این امتحان رو بدین یا نه و میتونه همچنان بخوادتون. جاهایی که کمیته‌محوره (مثل دانشگاه تورنتو که کمیته‌های پذیرش درون هر دانشکده، به اپلیکنت‌ها پذیرش میدن) اگه همچین چیزی رو بخواد، باید حتما بدینش. اگه از دانشگاه معروفی مث شریف یا تهران یا بهشتی یا … اپلای میکنین یا مثلا اون استادی که براش اپلای میکنین از دانشگاه شما قبلا دانشجوی خوبی داشته و تو ذهنش دانشگاهتون خوش‌نام باشه، خیلی احتمال خوبی داره که براتون Waive کنن این امتحان رو.
  • نمره‌ی GRE Subject: اگه رشته‌ی تحصیلی‌تون زیست‌شناسی، شیمی، ادبیات انگلیسی، ریاضی، فیزیک یا روان‌شناسی هست، باید یه امتحان مسخره‌ی دیگه از رشته‌ی اختصاصی‌تون به اسم GRE Subject بدین. برعکس GRE General، نمره‌ی این امتحان برای دانشگاه‌هایی که میخوانش خیلی مهمه و باید یه مدت زیادی وقت بذارین و یه تعداد زیادی نمونه‌سوال حل کنین. کاملا شبیه کنکور، باید به تیپ سوالای مختلف آشنا شده باشین. برای دانشگاه‌های کانادا اگه ریسرچ مرتبط با استاد داشته باشین یا از یه دانشگاه خوش‌نام معدل بالا داشته باشین یا به هر نحوی استادی رو قانع کنین که شما رو بخواد، فکر می‌کنم که با احتمال خوبی می‌تونه براتون Waive کنه. مثلا دانشگاه کلگری امسال برای من GRE Physics رو ویو کردن. اما اگه همچین شرایطی رو ندارین باید این امتحان رو کاملا جدی بگیرین.
  • CV: باید یک فایل پی‌دی‌اف ۱ یا ۲ یا ۳ صفحه‌ای از سوابق تحصیلی، علایق پژوهشی، سوابق پژوهشی، مهارت‌ها، سوابق تدریس، پروژه‌هایی که انجام دادین و … بسازین. اینکه این سند رو چقدر حرفه‌ای درست کنین تاثیر بسیار بسیار مستقیمی در شانس پذیرش گرفتنتون داره. توصیه‌ی اکیدم اینه که به‌جای وُرد، با لتک (Latex) بسازینش. توی گوگل حسابی سرچ کنین و حدودا ۵۰ – ۱۰۰ تا نمونه مختلف ببینین تا دستتون بیاد که چطوری باید حرفه‌ای بسازینش.
  • SOP: یک فایل پی دی اف ۱ یا ۲ یا ۳ صفحه‌ای دیگه‌ای که باید بسازین، SOPئه. حالا هر دانشگاهی یه اسمی بهش میده. Letter of Intent یا Statement of Research یا Statement of Purpose یا Personal Statement یا Cover Letter یا … . چی باید توش نوشته بشه؟ دانشگاه به دانشگاه فرق داره! وبسایت دانشگاه رو چک کنین که ببینین چند صفحه و درباره‌ی چی باید بنویسین. اما معمولا موضوعاتی مثل اینکه چرا میخواین درستون رو ادامه بدین یا چرا اون کشور یا اون شهر یا اون دانشگاه رو انتخاب کردین. یا اینکه هدفتون اینه که بعد از تحصیل چکار کنین. یا مثلا یکم‌هم گسترده‌تر از چیزی که در رزومه‌تون هست درباره سوابق ریسرچی که دارین توضیح داده بشه. حتما حتما با کسایی که زبانشون خیلی خوبه چک کنین. با کسایی که از جاهای خیلی خوب پذیرش گرفتن و براتون یه مقدار خوبی وقت میذارن تا نظراتشون رو بگن چک کنین. این دو تا سند (CV و SOP) اگه بخواد خوب و تمیز نوشته بشه، احتیاج به ۱ – ۲ ماه وقت داره. جدی بگیرینش!
  • توصیه‌نامه: تقریبا هرجا بخواین اپلای کنین ازتون می‌خوان که ۲ یا ۳ نفر (بستگی به دانشگاه داره) براتون توصیه‌نامه بنویسن. این ۲ – ۳ نفر قاعدتا نمیتونن مامان و بابا و خاله و دایی‌تون باشن. بهتره که شخص Professor باشه. بعدش کسی که تایتل Research Scientist داره. بعدش هم کسایی که پوزیشنشون Lecturer یا Systems Scientist یا Postdoc باشه. توصیه‌نامه گرفتن از دانشجوی دکتری هم زیاد حرفه‌ای نیست. بین استاد‌ها از کسی توصیه‌نامه بگیرین که درباره‌تون بهتر مینویسه. اینکه شخص X خیلی استاد خفن‌تریه ولی درباره‌تون زیاد خوب نمینویسه شانستون رو پایین میاره نسبت‌ به اینکه شخص Y استاد عادی ایه ولی درباره‌تون خیلی خوب مینویسه. استادهای اینجا رو معمولا خیلی کم پیش میاد که بشناسن. بنابراین اینکه فلانی خفنه یا سخت‌گیره رو نمیدونن و با این حجم از اپلیکنت‌هایی که دارن، سرچ هم نمیکنن (مگر اینکه یه استادی یه کانکشن داشته باشه و استاد Z در فلان کشور شخصا ایشون رو بشناسه). بنابراین سعی کنین توصیه‌نامه رو از آدمایی بگیرین که ازتون بیشتر تعریف میکنن. از کسایی توصیه‌نامه بگیرین که تو گروهشون یا آزمایشگاهشون کار کردین یا باهاشون سر یه موضوع علمی بحث کردین یا یه‌جنبه از شخصیت شما رو که توی کارنامه‌تون مشخص نیست، آشکار کنن. اینکه صرفا استادی که باهاش درس داشتین براتون توصیه نامه بنویسه که فلان دانشجو با من درس داشته و بهترین نمره‌ی کلاس شده و دانشجوی درسخونیه و …، هیچ چیز اضافه‌ای بر اونچه که کارنامه‌تون نشون میده، اضافه نمیکنه.
  • مصاحبه: بسیاری از استادها بعد از اینکه مدارک شما و بقیه رو خوندن، چندنفر رو شورت‌لیست میکنن و بهتون پیشنهاد میدن که اسکایپ کنین. توی اسکایپ اگه قوی و مشتاق ظاهر بشین و اگه احیانا استاد مقاله‌ای بهتون داده باشه کامل بخونین و روون و با اعتماد به نفس صحبت کنین، تاثیر خیلی بسزایی داره.

نکته: کارنامه‌ و توصیه‌نامه تقریبا پای ثابت ملزومات اپلای‌ان. ولی بقیه موارد رو ممکنه دانشگاهی بخواد یا دانشگاهی نخواد. مثلا در دانشگاه تورنتو، دانشکده فیزیک هیچ‌گونه GRE ای نمیخواد. ولی در همین دانشگاه تورنتو، دانشکده کامپیوتر ساینس به دانشجوهای بین‌المللی توصیه میکنه که GRE General و GRE Subject ریاضی رو بفرستن. جی آر ای ریاضی! بنابراین حتما وبسایت دانشکده‌هایی که انتخاب کردین رو کامل مطالعه کنین که چه مدارکی لازم دارن.

اگه یکی از مینیموم‌های بالا رو نداشته باشم چقدر بده؟

اینایی که بالا نوشتم، مینیموم‌هاییه که باید آدم داشته باشه. چه بسا کسایی که همه‌ی مینیموم‌ها رو دارن نتونن از یه جا پذیرش بگیرن و شخص دیگه‌ای که همه چیش خیلی خوبه ولی یکی از مینیموم‌ها (مثلا نمره تافل) رو نداشته باشه، بتونه بگیره. اگه از خودتون تصویر خوبی ارائه بدین که استادی یا کمیته‌ای بخواد که شما رو داشته باشه، میتونه درباره یکی از مینیموم‌ها کوتاه بیاد یا آموزش دانشگاه رو قانع کنه که براتون استثنا قائل بشه.

کدوم یکی از فاکتورهای بالا از بقیه مهم‌ترن؟

کشور به کشور و دانشگاه‌ به دانشگاه و دانشکده به دانشکده و استاد به استاد با همدیگه فرق دارن! یه ترندهای کلی وجود داره. مثلا بچه‌هایی که آمریکا اپلای میکنن میگن که نمره‌ی جی آر ای سابجکت و معدل و ریکام از بقیه مهم‌ترن. ولی این بچه‌هایی که اپلای میکنن، حدسیات خودشون رو میگن. هیچکدومشون توی کمیته پذیرش نبودن. مامان و بابای بیشترشون هم توی کمیته پذیرش نیست! بنابراین حرفاشون رو زیاد جدی نگیرین! :دی

ولی در دانشگاه‌های کانادا یه عاملی که مهمتر از دانشگاه‌های آمریکاست عامل انسانیه. اینکه شما به استادها ایمیل بزنین و باهاشون ارتباط برقرار کنین و از خودتون پکیج خوبی ارائه بدین و باهاشون اسکایپ کنین و اون استاد رو قانع کنین که شما آدم مشتاق، جدی و باهوشی هستین.

یه نکته‌ی دیگه که ازش مطمئنم اینه که نمره‌ی جی آر ای جنرال (مخصوصا بخش وربالش) بی‌اهمیت‌ترین بخش توی اپلایتونه. این‌رو هم دانشجو‌ها و هم استادها میدونن و من تا این لحظه هنوز درک نکردم که چرا نمره‌ی همچین امتحان آشغالی رو تقاضا میکنن!

از کجا بفهمم چه‌جاهایی شانس پذیرش دارم؟

خیلی سوال سختیه. مخصوصا اینکه باید این نکته رو در نظر بگیرین که سیستم اونجا بسیار بسیار با کنکور ما متفاوته. سورت‌کردن دانشجوها برحسب معدل یا نمره‌ی فلان امتحان انجام نمیشه. بلکه به شما به عنوان یه انسان نگاه میشه که یه داستان پشتتونه (و این داستان میتونه توی SOP روایت بشه). شما بیشتر از چیزی هستین که توی CV تون نوشته! یه پکیج کاملین از اینکه چقدر علاقه‌دارین و چقدر سوابق تحصیلی قوی داشتین و چقدر جدی هستین و …! در نهایت این استاد یا کمیته‌ست که باید قانع بشه شما به درد اون گروه یا آزمایشگاه یا دانشکده میخورین. باید توانایی خوبی در قانع کردن آدم‌ها داشته باشین. بنابراین ممکنه یه سال آدمای قوی از جاهای مختلف اپلای کنن و شانس شما کم شه. ممکن‌هم هست برعکس! حتی ممکنه اون روز یا اون شخصی که پرونده شما رو میخونه خوشش نیاد و ریجکت کنه. ولی اگه فرداش میخوند یا یه شخص دیگه میخوند خوشش میومد و اکسپت میکرد! بنابراین واریانسش خیلی بیشتر از سیستم کنکوری ماست. ولی چندتا سنجه هست برای اینکه یه معیار تقریبی دستتون بیاد از اینکه چه‌جاهایی شانس دارین یا ندارین:

  1. با بچه‌های سال بالایی که اپلای کردن صحبت کنین. پرونده‌شون رو با خودتون مقایسه کنین و کم کم تخمین دستتون میاد که آدمایی که شبیه شما بودن الان چه جاهایی هستن.
  2. به استادها ایمیل بزنین. انتظار نداشته باشین زیاد جواب بدن. شاید حدودا ۱۰ درصد از ایمیلاتون جواب داده بشه ولی از بالا و پایین کردن جواب استادا میتونین متوجه شین که جاتون کجاهاست.
  3. وبسایت دانشگاه رو چک کنین و سعی کنین دانشجوهای ایرانی اون دانشگاه رو پیدا کنین و یا از لینکدین یا از فیسبوک باهاشون صحبت کنین. سی وی شون رو با خودتون مقایسه کنین و کم کم این کار کمک میکنه یه تخمین توی ذهنتون شکل بگیره.

چرا و کی و چطوری باید به استادها ایمیل بزنم؟

از نظر من ایمیل زدن به استاد‌ها جزو مهم‌ترین فرآیندهای اپلای کردنه. اینکه شما وبسایت دانشکده‌ها رو به دقت بخونین و استاد‌هاش رو نگاه کنین و اونایی که زمینه‌ی کاری مشترک با شما دارن رو انتخاب کنین و بهشون ایمیل بزنین و خودتون رو معرفی کنین و CV و کارنامه‌تون رو به ایمیلتون اتچ کنین و ازش بپرسین که برای ترم بعد دانشجو میخواد یا نه. هم باعث میشه که از طریق جواب‌هاشون، تخمینی دستتون بیاد که وضعیتتون کجاهاست! همم اینکه استاد‌هایی که به شما علاقه‌مندن رو شناسایی میکنین و همم اینکه توی ذهنشون می‌مونین و به پرونده شما توجه میکنن. من از تابستون قبل از سال آخر شروع کردن به ایمیل زدن ولی فکر میکنم یکم زود بود. به نظرم مهر و آبان و آذر سال آخر تحصیل، وقت خوبیه برای ایمیل زدن. دیرتر بشه دیگه کم کم پوزیشن‌ها شرو میکنه به پر شدن.

یه نکته‌ی دیگه هم اینکه حتی به جاهایی که پذیرششون کمیته محوره هم ایمیل بزنین. مثلا من در پذیرش خودم از تورنتو، با اینکه کمیته‌محور بود بازهم به چندتا از استادهایی که بیشتر از بقیه کاراشون رو دوست داشتم ایمیل زدم و یکی‌شون از بک‌گراند کامپیوتر من خوشش اومد و مقاله‌شو خوندم و با هم اسکایپ کردیم و همه چی خیلی خوب پیش رفت. در نهایتش همون استاد (که قراره از سپتامبر آینده باهاش کار کنم) با اینکه توی کمیته پذیرش نبود، رفت و با اعضای کمیته صحبت کرد و قانعشون کرد که به من پذیرش بدن.

از کجا بفهمم چه دانشگاهی خوبه چه دانشگاهی نه؟

اول از همه اینو بگم که این سیستم رنکینگی نگاه کردن، در کانادا کمتر از ایران مطرحه. اما خب همچنان مطرحه. یه سری موسسات هستن که بر طبق معیارهای مختلف، دانشگاه‌ها رو رتبه‌بندی میکنن و نتایج متفاوتی‌هم منتشر میکنن. معروف‌ترین‌هاش رتبه‌بندی QS و رتبه‌بندی THE هستن. میتونین رنک کلی (Overall) دانشگاه یا رنکش توی رشته‌ی خودتون رو نگاه کنین. ولی به این رنکینگ در حد خودش بها بدین نه بیشتر! اینطوری نیست که اونی که رنکش ۲۰ ئه از اونی که رنکش ۲۱ ئه قطعا بهتر باشه! به نظرم اینکه رنک دانشگاهه چندرقمیه (به طور لگاریتمی!) یه معیاری از کلاس جهانی‌ش شاید بتونه بده، نه بیشتر از این!

ولی چیزی که مهمتر از رنکینگه در تصمیم گیری برای انتخاب دانشگاه، استاد و گروهیه که قراره باهاش کار کنین. اینکه H-Index اون استاد چنده باز شاید یه معیار خیلی کلی و تقریبی از سطح پژوهشی که اون استاد میکنه بهتون بده. ولی مهمتر از سطح پژوهشیش، اخلاق کاریشه. اینکه چقدر برای دانشجوش وقت میذاره یا چقدر دانشجوش رو توی ریسرچای جدیش بازی میده یا برخوردش با دانشجوش چطوریه و … . بهترین کاری که از اینجا میشه کرد اینه که ایرانی‌های اون دانشگاه رو از طریق شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد و ازشون پرسید که فلان استاد چطور استادیه. یا اینکه خیلی از استادها برای گروهشون وبسایت دارن و دانشجوها و فارغ‌التحصیل‌هاشون رو اونجا مینویسن. میشه رفت و دید که فارغ‌التحصیلای اون استاد الان کجا ان و در چه لولی دارن کار میکنن. علاقه‌ی شما به ریسرچ اون استاد هم باز فاکتور خیلی مهمیه. حتما آبسترکت مقاله‌های استادای مختلف رو بخونین (یا حتی یکی دو تا از خود مقاله‌ها رو) و برای انتخاب، به اونی که علاقه‌ی بیشتری دارین وزن بیشتری بدین.

اگه با استادی اسکایپ کردم، چی بگم؟

  • قبل از اسکایپ، باید برید و کارهایی که تو گروه اون استاد انجام میشه رو بخونین. مقاله‌های اخیرش و پروژه‌هایی که دانشجوهاش دارن انجام میدن و … . باید کامل بدونین کسی که داره مصاحبه‌تون میکنه کیه و دنبال چی میگرده.
  • اون آدم حتما از یه بخشی از شما خوشش اومده و دنبال شکافتن بیشتر اون بخشه تا ارزیابی‌تون کنه. مثلا اگه سی وی تون رو دیده باشه و پروژه‌ای مرتبط با پروژ‌ه‌های خودش پیدا کرده باشه، دنبال اینه که ازتون درباره اون پروژه سوال بپرسه تا بفهمه چقد کارتون جدی و مرتبط باهاش بوده. اون بخشی از خودتون که باعث شده اون استاد ازتون خوشش بیاد رو پیدا کنین.
  • سعی کنین بتونین ۵ – ۱۰ دقیقه درباره خودتون، پروژه‌هاتون و به طور دقیق اون بخشی از خودتون که توجه اون استاد رو جلب کرده (مثلا همون پروژه‌ی مرتبط) به زبون انگلیسی صحبت کنین. من خودم همه جمله‌هام رو روی کاغذ مینوشتم و هزار بار میگفتمشون تا کامل مسلط شم و موقع اسکایپ حسابی روون صحبت کنم.
  • سعی کنین حتما سوال بپرسین. از ریسرچ اون استاد یا نکته‌ای توی مقاله‌ش یا درباره ساختار برنامه آموزشی اون دانشگاه که میخواد بهتون پذیرش بده (مثلا اینکه چه کورس هایی باید بگذرونین). مصاحبه رو تو دستتون بگیرین.
  • اعتماد به نفس داشته باشین. اینکه دستتون و صداتون نلرزه و خودتون با اعتماد به خودتون با اون شخص صحبت کنین خیلی مهمه.
  • لنز دوربینتون رو تمیز کنین که تصویرتون شفاف باشه.
  • میکروفون با کیفیت استفاده کنین.
  • اینترنت درست‌درمون داشته باشین که قطع نشه.
  • لپ تاپ رو هم ارتفاع با سرتون قرار بدین.
  • روی صندلی ثابت بشینین که وسط مصاحبه ناخودآگاه زیاد تکون نخورین.
  • از پشت دوربین به صورتتون نور بخوره. نوری در کادر تصویرتون (رو به لنز) نباشه که باعث شه تصویر شما تار دیده بشه.
  • بک گراندتون شلوغ پلوغ یا نامعقول نباشه.

چنتا نکته‌ی پراکنده و کلی دیگه

  • یه سری مستند هست مثل میراث آلبرتا یا جبل طارق درباره مهاجرت دانشجوها. دیدنشون خالی از لطف نیست. ولی حالا زیاد هم نباید جدی گرفتشون
  • یه سری راهنماها مفصل در خصوص فرآیند اپلای نوشته شده. مثلا اینجا یا اینجا. اگه یکم سرچ کنین حتما باز هم هست. سعی کنین حتما بخونین که دستتون بیاد چی به چیه.
  • روی درست کردن CV و نوشتن SOPتون حسسسسابی وقت بذارین.
  • روی پیدا کردن استادهایی که در موضوعات مورد علاقه‌ی شما کار میکنن و خوندن وبسایت دانشگاه‌ها هم همینطور. سعی کنین کامل ریسرچ استادای مختلف و اطلاعات دانشگاها رو بخونین و متوجه شین. خوندن همه‌شون و ایمیل زدن بهشون ممکنه چندماه طول بکشه.
  • فرآیند اپلای کردن خیلی فرآیند فرسایشی ایه. آدم هزاربار وسطش امیدوار میشه و باز دلسرد میشه یا پشیمون میشه یا تنبلی میکنه و دیگه پیگیری نمیکنه. باید حسابی ثابت قدم باشین و هر اتفاقی افتاد دلسرد نشین و به تلاشتون برای پیدا کردن پوزیشن‌ها و قانع‌کردن آدم‌ها ادامه بدین.
  • رفتن از کارشناسی از همه نظر بهتره. اگه وسط راه به این نتیجه رسیدین که حالا بمونین و ارشدتون رو قوی کار کنین و واسه دکتری یه جای خیلی بهتر برین، بدونین که این ایده خواب و خیاله. انتظاری که از شما بیشتر میشه احتمالا خیلی بیشتر از دستاوردتون توی ارشده. در ضمن تجربه نشون داده تعداد آدمای کمی ارشدشون رو به طور معناداری قوی تر از کارشناسی شون انجام میدن. بنابراین با حس سستی‌تون مقابله کنین و دست به کار شین!
  • این وبسایت TheGradCafe یه سایت خیلی خوبه برای اینه که بدونین چه دانشگاه‌هایی جواب ادمیشن رو فرستادن. رشته و دانشگاهتون رو توش سرچ میکنین و آدم‌هایی که اکسپت یا ریجکت شدنشون رو گزارش دادن پیدا میکنین. خودتون هم میتونین توش نتایجتون رو گزارش کنین.

دانشجوی کارشناسی فیزیکم با ماینور علوم‌کامپیوتر در دانشگاه صنعتی شریف. از دوره راهنمایی برنامه‌نویسی میکردم و در دانشگاه هم ادامه دادمش. به کاربرد‌های علوم کامپیوتر در سایر علوم (مثل بیوانفورماتیک یا فیزیک محاسباتی) علاقه‌مندم و در همین زمینه‌ها میخوام ادامه‌تحصیل بدم. بقیه‌ی علاقه‌هام شامل تحلیل داده، علوم اجتماعی محاسباتی، اقتصاد و بازار بورسه.

3 دیدگاه

  1. سلام.کیهان جان خدا خیرت بده که به اشتراک گذاشتی تجربیاتت رو . درباره دادن مقاله مشترک با استادت هم توضیحاتی میدی؟ کلا چگونه باید اقدام به نوشتن مقاله مشترک با استاد خارجی کرد؟

    1. سلام. خواهش می‌کنم.
      من جایی نگفتم که با استادم مقاله مشترک داشتم. گفتم مقاله‌ش رو خوندم و بعدش باهاش اسکایپ کردم در خصوص مقاله‌ش.
      قاعدتا میتونین با هر استادی شروع به ریسرچ کنین، چه داخلی و چه خارجی، ولی تجربه‌ی من نشون میگه که استادای خارجی وقتی بهشون ایمیل میزنین که ریموتلی باهاشون ریسرچ کنین، تمایلی به این کار ندارن. چون به اندازه ی کافی دانشجو نزدیکشون هست که زحمت ریموتلی کار کردن رو نمیپذیرن. مگر اینکه کانکشنی (مثلا استاد فعلی اینجاتون) شما رو لینک کنه که با کسی از راه دور ریسرچ کنین.
      ولی استادای ایرانی اونجا هر از گاهی با دانشجوهای اینجا ریموتلی کار میکنن. شاید اگه لینک ندارین، بتونین استاد ایرانی در خارج پیدا کنین که باهاش ریسرچ انجام بدین.
      ولی کلا هم ریسرچ کردن از راه دور، پیگیری و انرژی بیشتری از حالت عادی میطلبه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *